در عشق تو حیران، هر کویی و هر جایی

حالی توبنشان این آتش  رسوایی

 

در نار تو افتادم چون یاد تو افتادم

حالی چه کنم ، با این دل سودایی

 

چشمی به تو دارم من چون چشم یکی نرگس

عاشق، نگران بر تو  با   واله و شیدایی

 

از جام می ات مستم، عاشق شده سرمستم

ساقی تو بیا می ده از ساغر مینایی

 

در  ماه  نگاه افتد گر یک نظرم یک شب

گردم هم شب هم روز از بهر تو رویایی

 

دلداده  و  دلدارم یعنی که تو  را دارم

ای  یار بیا  یکدم، از بهر دلارایی

 

هر جا تو روی آری  هر خانه قدم داری

آنجا تو بیارایی با رنگ دلارایی

 

در عشق توام حالی، گر سوزم و سوزانی

چون عشق تو  دارم من از نارچه پروایی

 

حالی است اینجا  با   بربط و   با سرنا

آواز دهد با غم، زین عالم تنهایی