دلتنگی

دلم غمگین غمگین است
در این کومه
در این زندان
در این غوغای خاموشی
در این جشن فراموشی
در این دنیای بی مهر و کم آغوشی
دلم ترسیده و تنگ است
دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان
و از چشم پر از اشک تمام مادر ها
دلم آشوب آشوب است
دلم سرد و تنم بی روح بی روح است
نمی خواهم، نمی خواهم دگر
این زندگانی را و دل را
نگاهم خیره بر بالا
به دنبال نگاهی ساده می گردد
و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم
می روم آرام
گونه ام خیس است
آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت…
.

میتوانم

 

میتوانم ....

میتوانم عشق را درچشم تو جاری کنم؟
ناز چشمت را به هر قیمت خریداری کنم؟

آبشار گیسوانم را رها سازم شبی
بوسه های عاشقانه بر لبت جاری کنم

شانه هایت تکیه گاه بی کسی هایم شود
بغض خود را بشکنم در پیش تو زاری کنم

گاه گاهی نغمه ای نجوا کنم بر گوش تو
روز وشب با جان و دل از تو پرستاری کنم

ساحل امنم شود آغوش گرمت نازنین
ترک این تنهایی و غم های تکراری کنم

چشم هایم را بیآرایم برایت مهربان
عاشقم باشی ومن عمری وفاداری کنم

چشمام

چشمان خسته ام

درظـلمت ســکوت

درازدحـــام اشــک

درتلــــــخــی دروغ

درانـزوای عشــــق

درپــــاکی غــــروب

درســـــــردی زوال

درسرخــی قــلوب

درسبـــزی بــهـــار

درانتــــظار توسـت

کنار عشقم

زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو . 


زیباست لحظه های
عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو

 

زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تــــو

 

آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است که دلم نمیخواهد

 

 آن لحظه بگذرد

عاشقانه ها 3

عکس عاشقانه متحرک

عاشقانه ها 2

عکس عاشقانه متحرک

عاشقانه ها

http://zibasaz.persiangig.com/pic/love/1/love6.gif

کاشکی

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه‌ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم‌هایش تر شویم

کاش دلتنگ شقایق‌ها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می‌شویم
با خدای یاس‌ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله‌های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش مثل آب، مثل چشمه‌ سار
گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می‌رویم
کاش این پرواز را باور کنیم

کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب‌های نقره‌ای را نشکنیم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم‌های خفته را رنگی زنیم

کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم

کاش رسم دوستی را ساده‌تر
مهربان‌تر، آسمانی‌تر کنیم

کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خسته‌ای ویران شویم

کاش وقتی آرزویی می‌کنیم
از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف‌های قلبمان را بشنود

ادامه نوشته

لحظه ها

 

چه زود میگذرد لحظه هایمان باهم

دقیقه های خوش و آشناییمان باهم

تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم

میان فاصله ی ردپایمان باهم

تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا

فرق میکند خدایمان باهم ؟

قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار

کمی عوض شده حال و هوایمان باهم

برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش

عوض شود دو سه ثانیه جایمان باهم

 

 

مونس

 

 

من....

به دنبال دستانی هستم که دستان سردم را هیچگاه رها نکند.......

به دنبال قلبی هستم که جایی برای عشق اتشینم باشد.......

به دنبال دلی هستم که دروغ وریا نشناسد........

چشمانی که چشمانم را به خاطر بسپارد......

ولبانی که نامم را زمزمه کند.......

به دنبال عشقی هستم که در ان جدایی معنا ندارد

وگاه اگر از دلم رنجید پا روی عشقش نگذارد.....

من به دنبال سوارنشین اسب سفید رویاهام نیستم....

تنها به دنبال دلی هستم که معنای عشق را درک کرده باشد.