ای کاش
دوست دارم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم
تا اینکه در مسجد نشینم و به کفشهایم فکر کنم
کاش آدمها لحظه ای با خود خلوت می کردند و
در محیطی آرام به آنچه کرده اند می اندیشیدند
کاش انسانها می توانستند با خودشان صادق باشند
کاش آدمها با همدیگر مهربان بودند
کاش آدمها حرمت اشک ها را پاس می داشتند
کاش آدمها قدر عشق را می دانستند و
می توانستند در زندگی همواره عاشق باشند و
عاشق بمیرند اما افسوس...
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 19:48 توسط محمد
|
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت تا باور کنی گرچه از تو دورم اما هرگز فراموشت نخواهم کرد...