بار خدایا

بار خدایا دل شکسته ام. برس به فریاد این دل شکسته ام. نمی دونم تقصیر من بود یا اون. نمی دونم که من لیاقت عشق اون رو نداشتم یا اون لیاقت عشق من رو. نمی دونم. بخدا دیگه نمی دونم. از خودم بدم میاد از خودم بیزار شدم و از اطرافیانم فراری ام. خدایا چقدر تنهام , نه محرم رازی, نه سنگ صبوری, ای خدا با کی درد دل کنم , با کی از دل شکستم حرف بزنم. کاش حداقل طعم وصال رو چشیده بودم . در فراق به فراق رسیدم و حتی رنگ وصال رو هم ندیدم. از وجودم تنها جسمی خاکی به جا مونده . قلب و روانم به یغما برده شد. در تهی بودنم به دنبال قلب شکسته ام. سراغش را از کی بگیرم ؟ از کی...