خسته
خداحافظ
از اینجا که پر از غمه خسته شدم میخوام برم
قلب رو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم
موندن هرگز، خداحافظ
دیگه میرم
اگه یه روز دردهای دنیا بریزن تو قلب من
ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من
من میمیرم، دیگه میرم
خداحافظ دیگه رفتم
پایان ثانیه منم
هرجائی ساعت ببینم ،عقربه هاش رو ميشکنم
خورشید رو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم
دل میسوزه ه ه ه ه ه ه ه
ازم نخواه بيشتر از اين اسير اين قفس باشم
هيچي نمونده از دلم خاكستر روي آتيشم
ريزه ريزه، دل ميسوزه
خسته شدم
دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام
بارون غصه اينگاري داره ميباره تو ترانه هام
عاشق بودم
خسته شدم
خسته شدم، ديگه ميرم
گريه نكن
دل بيا بريم
از عشق ديگه نگيم
درد عشقي كه كشيديم جز خدا به كسي نگيم
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:46 توسط محمد
|
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت تا باور کنی گرچه از تو دورم اما هرگز فراموشت نخواهم کرد...