هر شبانگاه خاطرات همچون رودخانه اي در ذهنم جاري مي شوند و روحم همچون يك ماهي در آن به سوي دنياي گذشته، براي رسيدن به سرزمين كودكي شنا مي كند. اميد، آرزو، خاطره، عشق، گلواژه هاي كتاب زندگي اند.
اي كاش دفتر آبي گوشه اي حتي به اندازه يك حرف مرا پذيرا بود.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:13 توسط محمد
|
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت تا باور کنی گرچه از تو دورم اما هرگز فراموشت نخواهم کرد...