تقدیم
تقدیم به :
تک درخت عریان پاییزم
تنها دانشجوی دانشکده قلبم
زندگی آتش سوزنده ای است بنام عشق
برگ زردی است بنام غم
آیینه شکسته ای است بنام دل
دردی است بس دشوار و طاقت فرسا بنام انتظار
زخمی است بنام حسرت
و در آخر بیابانی است بنام وداع
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی ۱۳۸۷ ساعت 11:23 توسط محمد
|
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت تا باور کنی گرچه از تو دورم اما هرگز فراموشت نخواهم کرد...