میتوانم

میتوانم ....
میتوانم عشق را درچشم تو جاری کنم؟
ناز چشمت را به هر قیمت خریداری کنم؟
آبشار گیسوانم را رها سازم شبی
بوسه های عاشقانه بر لبت جاری کنم
شانه هایت تکیه گاه بی کسی هایم شود
بغض خود را بشکنم در پیش تو زاری کنم
گاه گاهی نغمه ای نجوا کنم بر گوش تو
روز وشب با جان و دل از تو پرستاری کنم
ساحل امنم شود آغوش گرمت نازنین
ترک این تنهایی و غم های تکراری کنم
چشم هایم را بیآرایم برایت مهربان
عاشقم باشی ومن عمری وفاداری کنم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 17:51 توسط محمد
|
من از طرح زیبای هر خاطره سلامی غزل گونه خواهم نوشت تا باور کنی گرچه از تو دورم اما هرگز فراموشت نخواهم کرد...